كنيسه جانشين پدر شد؛ و اُبَـديه بن ابراهيم (1228 ـ 1265). داود دو پسر داشت؛ ابراهيم ثاني، كه در حدود 1313 درگذشت؛1 و سليمان كه ناقد مصر شد. يوشع بن ابراهيم بن داود (1310 ـ 1355)، از پسران ابراهيم ثاني، پسري داشت به نام داود بن يوشع كه در حدود 1375 ـ 1386 در دمشق ميزيست. همهٴ اينان اغلب بهعربي مينوشتند؛ بيشتر آثار منسوب به آنان تفسيرهاي تورات و تلمود است؛ با اينهمه، ابديه، كه عمري كوتاه داشت، تأليفي در فلسفه داشت، و داود بن هوشع آخرالذكر مقالهاي در باب اوزان و مقادير نوشت.
ابوالمعالي (نه ابوالمعاني) يوسف بن عبداللّه، خواهرزادهٴ ابنميمون آخرين فصل فصول موسي را در 1204 ـ 1205، تحرير كرد.
يوسف بن عَقْنين
يوسف بن يهودا بن اسحاق بن عقنين (يا عكنين)، به عربي ابوالحجاج يوسف بن يحيي بن اسحاق سبتي فاسي مغربي اسرائيلي، فيلسوف، اخترشناس و پزشك يهودي كه به عربي مينوشت. در حدود 1160، زاده شد، تا 1185، در سبته و فاس؛ سپس در قاهره، و سرانجام در حلب برآمد، و در 1226، در همانجا درگذشت. شاگرد مورد علاقهٴ ابنميمون بود. هنگام مهاجرتش به شرق اصلاح المجسطي
جابربن افلح را با خود آورد و با راهنمايي ابنميمون آن را مورد بحث قرار داد. در ميان آثارش بايد در باب مطلق، در باب خلقت، و رسالهاي در باب اوزان و مقادير موجود در تلمود را ذكر كرد (اين رسالهها به عبري در دست است).
رسالهاي در باب اخلاق به نام طبالنفوس هم بدو منسوب است. اين كتاب داراي
اطلاعات بسيار گرانبهايي در باب دورههاي تحصيلي متداول در اسپانياي يهودي
است؛ از جمله فهرستي از آثار طبي و رياضي كه مورد استفاده قرار ميگرفت. در
مورد اثر مشابهي ¿ يادداشت اينجانب دربارهٴ يهودا بن عباس.
در 1192 ـ 1193، در بغداد شاهد سوزاندن آثار فلسفي ركنالدين عبدالسلام و كتاب اخترشناسي ابنهيثم از طرف مردم بود. اين كار با فتواي عبدالله تيميه معروف به ابن مارستانيه صورت ميگرفت. ركنالدين زنداني شد و تا سال بعد، در زندان بهسر برد.
يوسف بن زَبَرَه
يوسف بن ماهر [مَخير] بن زبره پزشك و شاعر يهودي كاتالاني در بارسلون زاده شد، در ناربن نزد يوسف قمحي تحصيل كرد، و باقي عمر خود را در بارسلون گذراند. مهمترين تأليفش (تنها اثري